• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
مطالب اخیر
  • آیا می خواهید جان یک نفر را نجات دهید؟
  • رعایت قانون رانندگی
  • ویژگیهای شخصیت افراد از روی میوه ها
  • اگر خوشبختی را می خواهید
  • پیامک لیلی به مجنون
  • سوتی وحشتناک
  • شرط عشق
  • اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
  • من گرفتم تو نگیر
  • نوروز
  • مسائل حقوقی معاملات الکترونیک سهام
  • مردانگی کورش در برخورد با پانته آ
  • نشانه های عشق واقعی
  • ماشین سنگ فرش کن
  • عکس برنده جایزه یونسکو در موضوع عشق
  • عکسی از نحو ذخیره نام خانمها در موبایل آقایون
  • هدف صحیح از انجام ورزش؟
  • قند دشمن شماره یک
  • عادت های موثر برای مطالعه موثر
  • بی تو در انتها
  • دوست و بخشش
  • در ما به ناز می‌نگرد دلربای ما
  • 200 نوع از کلیدهای میانبر در ویندوز
  • روش های پیدا کردن شوهر
  • بهار می اید...
  • سال نو مبارک
  • من بی ‌تو ...
  • طریقه حذف کردن اکانت ایمیل
  • دلم تنگ است..
  • زندگی آرام است...
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • بهمن ۸٦
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • دی ۸۳
  • تیر ۸۳
  • آبان ۸٢
  • مهر ۸٢
  • شهریور ۸٢
  • آذر ۸۱
دوستان من
  • تور داخلی تور خارجی
  • وبلاگ میثم رودکی
  • فروشگاه لوازم کوهنوردی
  • Travel To Iran
  • راهنمای قله کماس
کدهای اضافی کاربر



یادداشت های یه پسر خوب
زندگی
نویسنده: میثم - ٢۸ آبان ۱۳۸٢

آه!

نظرات ()



بيمارستان
نویسنده: میثم - ٢۱ آبان ۱۳۸٢

بيمارستان جاييه که آدمها رو وادار می کنه که کمی به دنيا فکر کنند به سلامتی به زندگی.
جاييه که دکترا آدم رو سر کيسه می کنند. جاييه که دکتر مياد و با اطرافيان بيمار برای دستمزدش چونه ميزنه جاييه که می فهمی چقدر آدم بدتر از خودت وجود دارند. و ...

نظرات ()



روزهای كسادی ...
نویسنده: میثم - ٦ آبان ۱۳۸٢

شركت ما به عنوان اسپانسر كنفرانس توسعه منابع انسانی در سالن اجلاس يك غرفه هم در بخش نمايشگاه داشت. كلا اين كنفرانس خيلی سرد و ضد حال برگزار شد اگه تو اخبار چيزی غير از اين شنيده ايد باور نكنيد. خيلی كم از آن استقبال شد و خيلی هم بی برنامه اجرا شد و ...

اين كنفرانس كساد بود.

اين روزها كه خودم هم خيلی بی حالم يعنی كسادم. هيچی مزه واقعی شو نداره نه كار نه حال. خيلی احمقانه است كه بخواهيم جای چيزی را با چيز ديگری پر كنيم. مثلا برای فراموش كردن يك مشكل مثل اسب كار كنيم و ...

هر چيزی جای خود حتی اگر سخت باشد نبايد جای آنرا با چيز ديگری پر كرد. هر مشكلی چاره ای دارد و تا با آن روبه رو نشويم بزرگ نمی شويم كه هيچ حل كردن مشكلها را هم ياد نمی گيريم. خلاصه اينكه آقا مهدی ازدواج كن! خيلی كسادی به خدا! وقتش رسيده تا دنيا رو برای دو نفر بخواهی و شايد اون دنيا رو. دير نشه ها!

نظرات ()